الملا فتح الله الكاشاني
395
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
گفته بودند و همزه براى انكار قول ايشان يعنى معجزه را سحر گفتند موسى بر وجه انكار گفت آيا اين سحر است كه بشما مينمايم يعنى اين جادويى است بلكه آيات قاهره الهى است كه بجهة صدق دعوى من بر دست من ظاهر ساخته * ( وَلا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ ) * و فيروزى نيابند ساحران و بمراد نرسند اين نيز از تتمه كلام موسى است بجهة دلالت بر آنكه آنچه از او صادر شده و مىشود سحر نيست چه اگر سحر مىبود مضمحل مىشد بسحر شما زيرا كه سحر سحر را باطل مىكند و نيز كسى كه عالم بعدم فلاح ساحر است سحر نميكند و گويند كه اسحر هذا تا آخر محكى است از مفهوم قول قبطيان و همزه براى تقرير يعنى موسى بر سبيل انكار ايشان را گفت كه شما مىگوييد به من كه اين سحر است كه بما آورده و به آن طلب فلاح ميكنى و حال آنكه ساحران فلاح نيابند * ( قالُوا ) * گفتند اشراف قوم فرعون موسى را * ( أَ جِئْتَنا ) * آيا آمدهء بما * ( لِتَلْفِتَنا ) * تا بگردانى ما را * ( عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْه ) * از آنچه يافتهايم ما بر آن چيز * ( آباءَنا ) * پدران خود را مراد عبادة اصنام است و يا عبادت فرعون چه فرعون معمر بوده و پدران اهل عصر او او را پرستش كرده بودند يعنى آمدهء تا ما را از پرستش فرعون كه معبود پدران ما بود باز دارى * ( وَتَكُونَ لَكُمَا ) * و تا باشد مر شما هر دو برادر را * ( الْكِبْرِياءُ فِي الأَرْضِ ) * پادشاهى در زمين مصر تسميه ملك بكبرياء بجهة اتصاف ملوكست بكبريا و تكبر بر مردمان باستتباع ايشان * ( وَما نَحْنُ لَكُما ) * و ما نيستيم مر شما هر دو را * ( بِمُؤْمِنِينَ ) * از تصديق كنندگان زعم قبطيان آن بود كه دعوى موسى بجهة اراده سلطنت او است * ( وَقالَ فِرْعَوْنُ ) * و گفت فرعون جمعى را از ملازمان خود كه * ( ائْتُونِي بِكُلِّ ساحِرٍ ) * بياريد به من هر ساحرى * ( عَلِيمٍ ) * كه بسيار دانا باشد در فن سحر تا معارضه كند با موسى پس سحره را جمع كردند و بر وجهى كه در سورهء اعراف گذشت بمواعيد كليه مستظهر ساخته روزى موعود بموضع معلوم معين روى آوردند * ( فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ ) * پس آن هنگام كه آمدند جادويان در مقابله موسى عليه السّلام * ( قالَ لَهُمْ مُوسى ) * گفت مر ايشان را موسى * ( أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ ) * بيفكنيد شما آنچه افكندگانيد مر آن را از رسنها و عصاها تا حق و باطل از يكديگر ممتاز گردد * ( فَلَمَّا أَلْقَوْا ) * پس چون بيفكندند جادوان حبال و عصاى مجوف پر از زيبق را و بسبب حرارت هوا به حركت آمده در چشم مار نمود * ( قالَ مُوسى ) * گفت موسى مر ايشان را * ( ما جِئْتُمْ بِه ) * آنچه آورده ايد